امامت روح اسلام است

آیا دین خودش مى تواند خودش را پیاده کند وتوجه مردم را بهفرمولهایش جلب نماید یانه ؟ آیا زمام و هدایت دین بدست خودش است یا اینکه کسى بایدبا احراز شرائط لازم زمام و هدایت دین را بعهده بگیرد؟
مثال : وسیله نقلیّه اى داریم که با آخرین سیستم هاى موجود مجهّز است وهیچ نقصىدر آن وجود ندارد وتمامى اسباب آرامش وآسایش هاى انسان در او مورد توجه قرار گرفتهاست و هر احتیاج ونیازى که براى انسان درمسیر مسافرت رُخ بدهد آماده است احتیاجاتاو را به بهترین شکل برطرف کند آیا چنین وسیله نقلیه ایکه بصورت کامل وارد میدانزندگى شده است چگونه و در چه شرائطى حرکت خود را آغاز خواهد کرد؟ آیا خودش مى تواندراننده گى این جادّه هاى پر و پیچ و خم و لغزنده را بعهده بگیرد؟ ویا اینکه بیکراننده آگاه وکامل نیازمند است اگر کسى را این چنین تصورّى باشد که تمامى فنونرانندگى از راه کامپیوتر در خود ماشین جاسازى مى شود وبدینوسیله حرکت ماشین شروعشده و در مراحل خاص به نیازمندیها لازم پاسخ مى دهد.
دراینجا لازم است باین نکته توجه شود:
تمامى فعّالیت ها وشیوه هاى رانندگىو دادن آگاهى هاى لازم باید توسط انسانى به حافظه کامپیوتر داده شود خود ماشینهرچند تکمیل باشد وسیستم هاى دقیق کامپیوترى در او نصب شده باشد نمى تواند مسئولیتراننده گى ویا هرکار لازم را بعهده گیرد چون مسئله خلاقیّت بدست انسان است واو بایدحافظه ها را بکار گیرد وشیوه راننده گى و و...... را باو آموزش ‍ داده تا درموقعلازم مورد استفاده قرار گیرد.
دین اسلام درمسیر طولى ادیان الهى قرار گرفته وکاملترین دین الهى است و به تمامى نیازهاى مردم جهان پاسخ مناسب مى دهد ودر عبارتىدین اسلام دین جهانى است .
حالا نکته مهمّ این است وقتى که دین اسلام بطور کاملمى تواند احتیاجات و نیازمندیهاى مردم را در هرصورت که باشند بر طرف کند وزمینه هاىآسایش وآرامش وامنیّت روح وجسم آنها را تاءمین نماید چگونه ودرچه شرائطى دین آثارگرانقدر خود را مى تواند پیاده کند؟
وقتى که معناى کمال دین مطرح مى شود بایددرباره آن مطالعه کرد مراد از کمال چیست ؟ آیا توجه دین به تمام موارد زندگى راکمال مى گویند؟ یا مسئله کمال دین با مجرى آن محقّق مى شود؟
اسلام مرکّب از روحوجسم است وقتى که آئین اسلام بصورت یک دین جهانى مطرح مى شود وبه تمام نیازمندیهاىمردم پاسخ مناسب مى دهد وآسایش وآرامش و امنیّت آنها را تاءمین مى کند در صورتى استکه با این ترکیب بوده باشد همانطور جسم بى روح متعفِّن خواهد بود اسلام بعنوان یکشریعت آسمانى اگر بدون روح باشد نفرت آور خواهد بود قانون زمانى مى تواند به تمامىخواسته هاى مردم پاسخ لازم را بدهد که روحش از جسمش جدا نشود و قرآن کمال دین را باامامت در روز غدیرخم برهمگان تعریف کرد.
لیکن پس از درگذشت رسولخدا صلى اللهعلیه و آله جان وجسم اسلام از یک دیگر مفارقت جست ظاهر اسلام بجاى ماند واین تنجوان و نورس بحیات طبیعى خود ادامه داد و چون شرائط براى رشد هر جسم جوانى آمادهاست نمّو کرد ولى چگونه و در کدام جهت ؟ آئین اسلام در هرزمان نیازمند یک روح سالماست که بتواند آن را بطرز صحیح پیاده کند چه اگر بدون آن باشد نمى تواند مطلوبیّتخود را ابراز نماید روح اسلام امامت است یعنى بوسیله امامت دین اسلام تکمیل مىشود.
حضرت رضا علیه السلام مى فرماید: ((اِنَّالامامَ زِمامُ الدّین و نِظامُ المُسلمین و صَلاحُ الدّنیا وَ عِزُّالمؤ منین )).(66)
امام زمام و عنان دین است ونظام مسلمین وصالحدنیا وعزّت مؤ منین به آن وابسته است .
امام مسیر حرکت دین را هدایت مى کند وآنرا به همان مقصدى که خدا مى خواهد متوجه مى سازد با اینکه دین اسلام یک آئین جهانىاست لیکن هسته مرکزى آن امامت است و تمامى خیر وصلاحى که نصیب جامعه اسلامى مى شودومؤ منین را عزّت و افتخار مى دهد به برکت وجود امام است .
اگر مجموعه قوانینالهى را که قرآن است در متن زندگى قرار دهیم چه نقشى را مى تواند به تنهائى ایفاء

/ 0 نظر / 95 بازدید