تاریخچه خلیج فارس

متأسفانه در روزهای اخیر شاهد جایگزینی نام دیگری جز خلیج فارس در یکی از مجلات معتبر جغرافیایی نشنال جغرافی بودیم که اعتراض شدید هموطنان ایرانی خارج از کشور را به همراه داشت و در داخل کشور نیز موجب تشویش اذهان عمومی و واکنش محافل علمی کشور شد. باید یادآور شد که موضوع تغییر نام خلیج فارس مطرح شد. هدف اصلی سیاست یاد شده توسعه سرزمینی انگلستان در منطقه خلیج فارس بود که تنها مانع اصلی آن را باید هویت ایرانی دانست که سالیان دراز بر منطقه خلیج فارس بود که تنها مانع اصلی آن را باید هویت ایرانی دانست که سالیان دراز بر منطقه خلیج فارس سایه افکنده بود. به دنبال این سیاست برخی از سیاستمداران و نویسندگان تندروی عرب، زمان را برای تغییر نام خلیج فارس مناسب دیدند و با ارائه چند سند یکنواخت از آرشیو عربها و دیگر ملتهای جهان وجود دارد که نام خلیج فارس را در ازای تاریخ تایید می کند. تلاش آنها تا به امروز به حدی بی پایه و اساس بود که شک و شبهه بعضی ها را درباره عقلانیت آنها برانگیخت به قول روزنامه کویتی الانباء باید به فکر عقلانیت از دست رفته خود باشند و بیش از این، چنین تلاشهای بی ثمری را انجام ندهند. در این جا برای اثبات حقانیت نام خلیج فارس، نگاهی کوتاه به تاریخچه شکل گیری آن می اندازیم.
مورخان و محققان خارجی دنیای قدیم از آن جمله هردوت، نئار خوس، استرابون، کورسیوس رومی و نیز محققان اسلامی نظیر استخری، مسعودی، بیرونی، ابن حقول، مقدسی، مستوفی، ناصر خسرو در آثار و نوشته های خود از آن به نام خلیج فارس یا دریای پارس یاد کرده اند. همچنین ایرانیان و یونانیان باستان برداشتهای دوگانه ای از جغرافیای آبهای گیتی داشتند. در حالی که هر دو گروه کره خاکی را دایره مانند و محصور در اقیانوس کناری یا حاشیه ای می دانستند که بر گرد آن قرار دارد و دریاهای درونی از اقیانوس کناری منشعب می شود. ایرانیان عصر هخامنشی بر این گمان بودند که آبهای درون گیتی شامل دو دریا می شود، دریای پارس و دریای باخترروم در حالی که یونانیان باستان آبهای درون گیتی را چهارگانه می دانستند. خلیج فارس، دریای خزر، خلیج عربی دریای سرخ و دریای مدیترانه. این مطلب گویای این حقیقت است که خلیج عربی به دریای سرخ اطلاق می شد.
البته از سرآغاز قرن بیستم تا سال 1962 هیچ تردیدی در آثار و نوشته های عربی، در فارسی خواندن خلیج فارس وجود نداشت تا اینکه در سال 1962 روزنامه تایمز لندن در یکی از مقالات خود از خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده کرد. و از آن زمان به بعد برخی از نویسندگان و سیاستمداران عرب تلاش می کنند که نام خلیج عربی را جایگزین خلیج فارس نمایند. لازم به ذکر است چنین تلاشهایی تا قبل از سال 1962 نیز وجود داشت که بیشتر توسط برخی سیاستمداران تندرو عرب برای رسیدن به مقاصد سیاسی شان انجام می شد. در سال 1958 سرهنگ عبدالکریم قاسم با کودتایی در عراق به حکومت رسید و بعد از مدتی داعیه رهبری جهان عرب را مطرح ساخت. در راستای چنین اندیشه ای از تاکتیک دشمن تراشی برای تحریک احساسات عمومی ملی سود جست و برای نخستین بار خلیج فارس را به نام جعلی خلیج عربی خواند. البته نخستین تلاش ها برای تغییر نام خلیج فارس به دهه 1930 بر می گردد که با شکست همراه بود. سرچارلز بلگریو نماینده سیاسی بریتانیا در بحرین، پرونده ای را برای دگرگون کردن نام خلیج فارس تشکیل داد و به وزرای خارجه بریتانیان پیشنهاد داد که نام خلیج عربی را به جای خلیج فارس به کار ببرند. این کار مصادف بود با تجدید حیات تلاشهای سیاسی گسترده دولت ایران برای بازپس گیری بحرین، تنب ها، ابوموسی، سیری، قشم، هنگام و دیگر جزایر ایرانی اشغال شده و سرزمین خوزستان از انگلیس ها، که خلیج فارس را دریای اختصاصی انگلستان می نامیدند. در این شرایط بریتانیا نمی توانست با اجرای سیاست دگرگون کردن نام خلیج فارس بیش از پیش در نزد افکار عمومی و بنی المللی محکوم شود. به این دلیل پرونده تشکیل شده بسته و بایگانی شد.
باید یادآور شد در دنیای عرب هستند کسانی که بر لزوم حفظ حرمت و هویت تاریخی فارسی زدایی خلیج فارس که توسط انگلیسی ها که برای کسب امتیازات از قرن نوزدهم در خلیج فارس پیاده شد، پیروی نمی کنند. برای مثال روزنامه کویتی الانباء در مقاله ای با عنوان هویت آب نوشت: خلیج فارس نام دریایی است که ما را از ایران جدا می کند، ولی بنا به اهداف سیاسی که به اصطلاح قوم گرایان عرب یکه تاز آن بودند، نام خلیج فارس نام دریایی است که ما را از ایران جدا می کند، نام خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل شده است، بدون آنکه حرمت تاریخ و عاقبت و احترام لازم به این امر گذارده شود.

 

/ 0 نظر / 12 بازدید