معناى مودّت اهل بیت (ع ) و دلیل لزوم آن

براى توضیح بیشتر مى گوییم قرآن کریم در موارد عدیده ، از انبیاى سلف نقل مى کند که آنان به امتهاى خود مى گفتند: (...َمَآ اءَسَْلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اءَجْرٍ إِنْ اءَجْرِىَ إِلا عَلَى رَبِّ الْعَلَمِینَ)(64) ؛((من براى این دعوت ، هیچ مزدى از شما نمى طلبم ؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است )). ولى وقتى نوبت به رسالت پیامبر خاتم صلّى اللّه علیه و آله مى رسد، خداوند متعال به او دستور مى دهد تا عکس انبیاى گذشته عمل کند واز مردم براى انجام رسالتش مزد بخواهد؛ و آن را در دوستى اهل بیتش قرار بدهد. در حالى که پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله چون بالاتر و افضل از انبیاى سلف است ، باید بیشتر به خدا وابسته باشد و همان طورى که آنان اجرشان را از خدا مى خواستند، او هم از خدا بخواهد.
از طرفى دیگر انبیاى گذشته هم اهل بیت و خواص داشتند، ولى آنان هیچ وقت مأ مور درخواست دوستى و محبت آنان از امّت خود نشدند، وانگهى عرف و سیره و عادت مردم بر این جارى شده که بستگان شخص بزرگ و کسى را که براى آنها خدمتى انجام داده است ، دوست داشته باشند، شما هم بارها و بارها این قضیه را دیده اید و حتّى خود به آن عمل نموده اید. وقتى مسأ له فطرى و وجدانى است ، پس چرا خداوند متعال به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله دستور مى دهد که از امتش ‍ بخواهد، اهل بیت او را دوست داشته باشند، خود همین دستور، مى رساند که این دوستى در اینجا اثرى دارد که غیر از اثر دوستى هاى دیگر است ؛ زیرا دیگر دوستى ها نفعى براى محب ندارد و اگر هم داشته باشد، همه نفع براى محبّ نیست بلکه بیشتر در آن دوستى ها، خوشحال کردن محبوب و ارج گذاشتن نسبت به او مطرح است . ولى این دوستى تمام اثرش براى محب است ، والاّ پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نیز مانند دیگر انبیا علیهم السّلام کارش براى جلب رضاى خداوند است و اجر و مزدش را نیز از او مى خواهد، لذا قرآن کریم به پیامبر مى فرماید: (قُلْ مَا سَاءَلْتُکُمْ مِّنْ اءَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ اءَجْرِىَ إِلا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ شَهِیدٌ)(65) ؛((بگو: هر اجر و پاداشى از شما خواسته ام براى خودِ شماست ؛ اجر من تنها بر خداوند است ، و او بر همه چیز گواه است !)). یعنى این دوستى اثرى دارد که به درد خود شما مى خورد و خداى متعال آن اثر و نفع را در قرآن کریم بیان مى کند که : (قُلْ مَآ اءسَْلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اءَجْرٍ إِلا مَن شَآءَ اءَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِى سَبِیلاً )(66) ؛((بگو: من در برابر آن (ابلاغ آیین خدا) هیچ گونه پاداشى از شما نمى طلبم ؛ مگر کسى که بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزیند (این پاداش من است )).
پس از کنار هم گذاشتن سه آیه فوق ، نتیجه مى گیریم که دوستى اهل بیت تنها راه عروج و تقرّب به خداوند متعال ، مى باشد و انسان با پیروى از اهل بیت که پس از دوستى آنان پیدا مى شود، مى تواند خود را به مدارج عالیه از کمال در مقام عبودیت برساند؛ زیرا معلوم است که وصول به خداوند متعال بدون انجام اعمال صالحه و دورى از گناه ممکن نیست و این دو مطلب هم متوقف است به داشتن راهنما و مقتدى ، و طبق نصّ قرآن کریم ، اهل بیت علیهم السّلام راه وصول به این دو مطلبند یعنى با پیروى از آنان است که انسان مسلمان مى تواند خودش را به سعادت ابدى رسانیده و از هلاکت رهایى یابد .
اشکال
ممکن است گفته شود بین آیه سوم و آیه اول ارتباطى وجود ندارد؛ چون در آیه اول دوستى ذى القربى از ما خواسته شده و در آیه سوم اتخاذ طریق و راه به سوى خداوند، پس دوستى ، غیر از اتخاذ طریق و راه است .
جواب
در جواب مى گوییم که در دستور زبان عربى((استثنا)) بعد از((نفى)) مفید حصر و اختصاص است ، به همین جهت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به عنوان اجر، دو چیز را از مردم نمى خواهد؛ زیرا وقتى به دستور خداوند به مردم مى گوید از شما هیچ مزدى نمى خواهم جز فلان مطلب ؛ یعنى مخصوصاً همین را مى خواهم و بس ، پس اگر بار دوم چیز دیگرى را مطرح کند و اجرى مغایر اجر اول از مردم بخواهد، تکذیب کلام اولش را نموده است ؛ زیرا او دو چیز مى خواهد در حالى که اول فرموده است ، فقط یک چیز مى خواهم و چون انبیا به اجماع امت از کذب برى هستند و در گفتار صادق ، پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله همان یک چیز را مى خواهد، منتها خواسته خودش را به دستور خداوند به دو بیان براى مردم باز گو مى کند تا فهیمده شود که او به خاطر قوم گرایى و گرایش به نزدیکان ، دوستى آنان را از مردم نخواسته است ، بلکه این دوستى را مى خواهد تا به سبب آن مردم از ضلالت نجات پیدا نموده و به سوى نور و سعادت راهنمایى شوند .
روشن است که این هدایت بدون دوستى اهل بیت میسر نیست ، براى اینکه پیروى از روش پیامبر صلّى اللّه علیه و آله منحصر است به پیروى از اهل بیت علیهم السّلام چون آنها از هر کس دیگرى به پیامبر نزدیکترند و از تمام حرکات و سکناتش اطلاع دارند و این پیروى هم بدون دوست داشتن آنان ممکن نیست ؛ زیرا کسى که نسبت به آنها علاقه ندارد، میلى به اتخاذ راه و روش آنان نیز نخواهد داشت .
ناگفته نماند که بین مودّت و پیروى حقیقى نیز ملازمه هست ؛ یعنى محبت داشتن با پیروى نکردن ، سازگارى ندارد بلکه هر جا متابعت است ، محبت نیز هست و هر جا مخالفت است یقیناً آنجا محبت نیست . براى اثبات این مطلب مى شود به این آیه از قرآن استدلال کرد: (قُلْ إِنْ کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى ...)(67) ؛((بگو: اگر خدا را دوست مى دارید، از من پیروى کنید)).
یعنى اگر مى گویید ما خدا را دوست داریم ولى از من پیامبر پیروى نمى کنید، معلوم مى شود که به دروغ ادعاى دوستى خداوند متعال را مى نمایید؛ زیرا متابعت و پیروى از من متابعت و پیروى از خداوند است .
حافظ سلیمان قندوزى حنفى از((مناقب خوارزمى)) از امام باقر علیه السّلام نقل مى کند که آن حضرت در تفسیر آیه مبارکه (قُلْ مَا سَاءَلْتُکُم مِّنْ اءَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ)، فرمود: ((الاجر الذى هو المودة فى القربى الّتى لم اسئلکم غیرها فهو لکم تهتدون بها وتسعدون بها وتنجون من عذاب الله یوم القیامة ؛(68) اجرى که عبارت از دوستى ذوالقربى است و غیر آن از شما خواسته نشده ، به نفع خود شماست ؛ زیرا شما به سبب این دوستى هدایت شده و به سعادت مى رسید و از عذاب خدا در جهان پس از مرگ رهایى مى یابید

/ 1 نظر / 40 بازدید
مموشک

سلام.من مموشکم .از این که بهم سر زدید ممنون. راستی پرسولیسی یا استقلالی