فطری بودن گرایش به عوالم غیب

الکلّ عبارة و أنت المعنى          یا من هو للقلوب مغناطیس1

این جذبه مغناطیسیّه حقیقیّه که نتیجه و اثرش پاره کردن قیود طبیعیّه و حدود انفسیّه و حرکت به سوى عالم تجرّد و اطلاق و بالأخره فناى در فعل و اسم و صفت و ذات مقدّس مبدأ المبادى و غایة الغایات و بقاى هستى به بقاى حضرت معبود است از هر عملى که در تصوّر آید عالى‏تر و راقى‏تر است.

جذبة من جذبات الرّحمن توازى عبادة الثّقلین.2

انسان در کمون ذات و سرشت خود حرکت به سوى این کعبه مقصود و قبله معبود را مى‏یابد و به نیروى غریزى و فطرى الهى بار سفر مى‏بندد و با تمام شراشر وجود بدین صوب رهسپار مى‏شود. لذا تمام اعضاء و جوارح او باید در این سفر به کار افتد.

عالم جسم و مادّه او که طبع اوست، و عالم ذهن و مثال او که برزخ اوست، و عالم عقل و نفس او که حقیقت اوست همه باید در این سفر وارد گردند و با یکدیگر تشریک مساعى کنند.

بدن باید وجهه خود را رو به کعبه نموده، در حال نماز به قیام و رکوع و سجود در آید، ذهن باید از خاطرات، خود را مصون داشته و رو به سدرة المنتهى کند، و روح باید غرق انوار حریم حرم الهى گردد و درون حرم آمن حضرت احدیّت محو و مدهوش شود

منبع : رساله لب الباب در سیر و سلوک اولوالباب

/ 0 نظر / 21 بازدید