فلسفه وحی و نبوت

همه این سوال ها در حقیقت یکی است ، و پاسخ ان در فلسفه وحی – محور اصلی بحث ما- نهفته است

حال برای دسته بندی مطالب به چند نکته اشاره میکنیم:

  1. فلسفه افرینش انسان و جهان تکامل است.
  2. هر پدیده ای برای رسیدن به تکامل و دست یافتن به فلسفه خویش نیازمند به راهنمایی است که یا در وجود او و یا خارج از وجود اوست و بدون این راهنما تکامل هیچ پدیده ای امکان پذیر نیست
  3. خدای حکیم راهنمای تکامل انسان را در وجود او ننهاده ، و عقل بشر نیز نمی تواند این وظیفه را بر عهده بگیرد زیرا اندیشه بشر توانایی شناخت انسان و اصول تکامل را ندارد، و بر فرض توانایی نیز محکوم به نیازها و سودجویی ها است
  4. تنهاکسی که واجد شرایط قانون گذاری و برنامه ریزی برای تکامل انسان است سازنده انسان و افریدگار جهان است.

نتیجه انکه در نظام افرینش برای تکامل هر پدیده ای راهنما و پیامبری مقرر شده و بدون شک این قانون در مورد تکامل انسان نیز به طور طبیعی جاری است و گرنه چنانچه در بند دوم اشاره شد تکامل انسان امکان ندارد ، و از انجا که این راهنما در متن انسان نیست باید خارج از او باشد و گرنه افرینش نمی تواند در مورد انسان هدف داشته باشد و بی هدف بودن افرینش با اینکه جهان را مخلوق شعور بدانیم منافات دارد.

بنابراین انکار وحی و نبوت در واقع انکار توحید است. کسی که توحید را پذیرفته باشد و جهان را مخلوق اراده وشعور بداند از نظر علمی نمی تواند منکر وحی گردد زیرا انکار وحی به منزله انکار هدف و فلسفه افرینش و انکار هدف به معنای انکار ارده و شعور در جهان خلقت است.

از این رو قران انکار وحی را معلول عدم شناخت صحیح افریدگار جهان دانسته و می فرماید:

(( خدا را درست نشناختند که گفتند : خداوند بر بشری پیام نفرستاده است)) ( انعام ایه 91)

تمام مطالبی که در این بخش بیان شد ، در ایه بالا خلاصه شده است. این ایه تصریح کرده که انکار وحی نتیجه مستقیم عدم شناخت صحیح خداست ، و لازمه شناخت خدا اعتقاد به اصل وحی ونبوت است. به عبارت دیگر اصل توحید از اصل نبوت جدا نیست زیرا کسی که شناخت درستی از خداوند تبارک و تعالی داشته باشد می داند که او واجد تمام صفات کمال و از جمله صفت حکمت است و در نتیجه فعل او دارای هدف است.

همچنین می داند که خداوند بی نیاز است از این رو امکان ندارد که هدف او از افرینش انسان سود و تکامل خویش باشد پس شناخت درست خداوند او را به این نتیجه می رساند که خدا انسان را برای تکامل افریده است .

از طرف دیگر چون تکامل انسان بدون راهنما ممکن نیست و راهنمای تکامل در متن او نهاده نشده به این نتیجه می رسیم که راهنمای انسان خارج از وجود او ست. بنابراین عقیده به خدا ملزم به اعتقاد به وحی ونبوت و همچنین نفی نبوت ملازم با نفی خدا و خالق حکیم جهان است.

خلاصه انکه فلسفه وحی تکامل است و این همان واقعیتی است که گفتیم فلسفه وحی با فلسفه خلقت انسان یکی است و اکنون به این نتیجه رسیدیم که فلسفه افرینش انسان تکامل است و وحی برنامه تکامل می باشد. این پاسخ را می توان به تمام سوالاتی که در ابتدا مطرح شد داد یعنی دین برنامه تکامل انسان است اسلام عبارت است از قانونی که کلیه نیاز های فردی اجتماعی مادی معنوی بشر را در ابعاد مختلف تامین می کند.

منبع : فلسفه وحی ونبوت ، ویرایش دوم ، محمد محمدی ری شهری

/ 0 نظر / 303 بازدید